وقتی دلم شکست ...

 

 

 

وقتی دلم شکست

دنیا چه ساده بود

با آن بهانه ها

هم آشیانه بود

وقتی دلم شکست

آفاق می گریست

باران چه بی ریا

با خنده می چکید

 

 

 

 

برای یاد می گویم ...

 

 

 

 

 

برای یاد می گویم

برای آنچه یادم هست

برای آنچه یادم نیست

اما یاد دارم هست

برای یادگاری ها

برای یاد آری ها

 

برای یاد می گویم

برای آنچه یادم هست

برای آنچه رفت است وهنوزم باز اینجا هست

برای شهر خاموش تَوَهُم ها

برای پرده پندار پیمان ها

 

برای یاد می گویم

برای روز بیداری

خروش شهر خاموشی

برای یاوه یاری کنان ظلمت تاریک

برای آسمان پوشانِ شبگردِ شََبَه آویز

برای آفرین گویندگان صحنه تکبیر

برای آفرین گویندگان نقش یک تصویر

برای یاد می گویم

برای ... می گویم ...

 

 

 

 

چقدر در عشق تو دیوانه ام ...

 

 

 

سکوت پیشه می کنم

شاید خالی شود تمام صحبت هایم ( با تو )

سکوت پیشه می کنم

تا بپوشانم تمام عشق و دلبستگی هایم

تا ندانی که چقدر ساده ام

تا ندانی که هنوز کودکم

تا ندانی که نادانم

و چقدر در عشق تو دیوانه ام

سکوت پیشه می کنم

تا نشکنم حرمت هایم

تا عبور نکنم از مرزهای ممنوعم

تا ابدیت بودنم

تا بدانی که من آمده ام

تا

سکوت پیشه کنم